یکی ار بچه ها یک کتاب برداشته و آورده دانشگاه و به هر کسی که می رسد می گوید این کتاب جدید پائولو کوئلیو را دیده ای؟ دانشجوی طفلی وقتی کتاب را باز می کند برق دستش را می گیرد و همه می زنند زیر خنده. کتابخانه دو سه ساعت قبل از شروع امتحانات شده است بازارچه هر هر و کر کر و جیغ کسانی که کتاب مورد نظر را باز می کنند. وقتی عماد کتاب را به سحر می دهد با حالتی نزدیک به گریه می گوید خیلی شوخی چیپ و مسخره ای بود. لطفا دیگر با من از این شوخی ها نکن !
+
چهارشنبه سوم بهمن 1386 | م.قدیمی
|