روی تابلو نوشته اند با ارائه کارت دانشجویی 20 عدد بلیت اتوبوس واحد از امور دانشجویی دریافت کنید.
20 عدد بلیط یعنی 600 تومان و از آنجا که احساس کردیم این عمل توهین به دانشجویان است 50 نفر از دانشجویان رفتیم و 20 عدد بلیط هایمان را گرفتیم و هر 1000 تا را داخل پاکت گذاشتیم و فرستادیم برای ریاست محترم دانشگاه.
استاد محترم در کلاس کفش هایشان را در می آورند و جورابهایشان را نیز.
دم در نگهبانی هر کس به دختر های بدون جوراب گیر میدهد می گویند استاد هم بدون جوراب است !
استاد id دار عضو 360 هم شده و همه بچه ها کلی مطلب در مورد ایشان نوشته اند از جمله:
- این آقا استاد ماست و ایشان بسیار باحال و گوگولی هستند.
- استاد جون دوستت داریم و همیشه در قلب ما هستی.
- استاد ممنون از نمره های توپ ترم قبل.
- خیلی نامردی جواد ... منو می پیچونی؟
یکی از بچه های بدنسازی سینه چاک دانشکده بدجوری عاشقمند یکی از دختر هاست و امیدوار است که با ایشان ازدواج کند ولی از آنجایی که انبوهی از گوشت و عضله است هیچ کس به او توجه نمی کند و پیغامش را به طرف نمی رساند
بنده خدا مجبور مشود سراغ خانم مشاوره دانشکده که سالهاست چشم انتظار یک مورد مشورت درست و حسابی است برود ... مشاوره دوست بدنسازکار همانا و قرار ازدواج ایشان با خانم مشاوره نیز همان ... بعد از این اتفاق به حرف فرنوش اعتقاد پیدا کردم که ازدواج یک اتفاق است ... فقط نمی دانم از این اتفاق ها چرا جلوی خانه من یا عماد یا داوود نمی افتد !