من داداش دار شدم و به شدت خوشحالم !
+
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 | م.قدیمی
|
از وقتی فهمیدیم استاد محترمه درس زبان تخصصی هنوز ازدواج نکرده به طرز خفنی عاشق زبان انگلیسی شده ایم و هیچ درسی نمی خوانیم مگه زبان ! با عماد اگه کسی فارسی صحبت کنه اصلا جوابش رو نمیده !!
+
چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 | م.قدیمی
|
نیم ساعتی میشه که منتظریم استاد محترم تربیت بدنی تشریفشون رو بیارن...بالاخره بعد از کلی آویزونی یک عدد شکم از در میاد تو و بعد از اون هم یه بدن چسبیده به همون شکم...
وقتی می فهمیم استاد محترم سابقا بدن سازی کار می کرده عماد گفت:احتمالا یه مثبت منفی تو برنامه غذاییش جابجا شده
+
یکشنبه نهم مهر 1385 | م.قدیمی
|
یک ربع گذشته و استاد محترم هنوز نیامده اند همه توافق می کنیم که کلاس رو ترک کنیم روز بعد متوجه می شویم که بعد از نیم ساعت کلاس با حضور 10 15 نفر تشکیل شده است و استاد در دومین جلسه امتحان کلاسی برگزار کرده و به کسایی که کلاس رو ترک کرده بودند صفر داده است .
از آن جلسه به بعد اگر هر استادی تا یک ساعت هم تاخیر کند هیچ کس کلاس را ترک نمی کند و عین شاسکول ها به تخته نگاه می کنیم تا زنگ بخورد ...
+
سه شنبه چهارم مهر 1385 | م.قدیمی
|
عماد گیر داده که روز اول مهر پاشیم بریم دانشگاه وقتی پیله میکنم که چرا میگه که بابا تو چقدر خنگی! سال تحصیلی جدید،ترم جدید،ورودی های جدید،چهره های جدید !!!
+
شنبه یکم مهر 1385 | م.قدیمی
|